دیکشنری فارسی

grass widow

معنی فارسی

زنيکه شوهرش ازاوغايب است ،

زن رهاشده يا ازشوهرجداشده

معنی کامل و مثال‌ها

● (گویش‌های محلی) معشوقه‌ی ترک شده، مادر بچه‌ی حرامزاده

● زنی که از شوهر جدا شده یا طلاق گرفته، زنی که شوهرش سفر رفته

تعریف انگلیسی

noun
  1. a divorced woman or a woman who is separated from her husband

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن