grass widow
معنی فارسی
زنيکه شوهرش ازاوغايب است ،
زن رهاشده يا ازشوهرجداشده
معنی کامل و مثالها
● (گویشهای محلی) معشوقهی ترک شده، مادر بچهی حرامزاده
● زنی که از شوهر جدا شده یا طلاق گرفته، زنی که شوهرش سفر رفته
تعریف انگلیسی
noun
- a divorced woman or a woman who is separated from her husband