دیکشنری فارسی

grassland

UKgrɑːslænd US'græs'lænd

معنی فارسی

گياهستان

معنی کامل و مثال‌ها

/gras´land´/n.

● چراگاه، علفزار، مرغزار، (بیشتر در جمع) سرزمین پوشیده از علف، مرغ فلات، واس‌زار، گیاهستان

تعریف انگلیسی

noun
  1. land where grass or grasslike vegetation grows and is the dominant form of plant life

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن