دیکشنری فارسی

grassy

UKgrɑːsiː US'græsı

معنی فارسی

علف زار علف مانند چمني سبز

معنی کامل و مثال‌ها

/gras´ē/adj.

● علفی، ساخته شده از علف، پوشیده از علف، واسی، علفدار

● سبز، علف رنگ

the grassy hills of Kurdestan

تپه‌های پوشیده از سبزه‌ی کردستان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. abounding in grass

مترادف‌ها

adjective
1. Gramineous, graminaceous, grasslike.
2. Grass covered, grass grown, full of grass.

واژه‌های دیگر با معنی «علف زار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن