دیکشنری فارسی

gratin

معنی فارسی

خوراک ته ديم دار

معنی کامل و مثال‌ها

/grät´'n, grät´-/n.

● رجوع شود به: au gratin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن