دیکشنری فارسی

gratineed

معنی فارسی

داراي پنير رنده شده و خرده نان بريان شده

معنی کامل و مثال‌ها

/gra´tē nād´/adj.

(در سالاد و غیره) دارای پنیر رنده شده و خرده نان بریان شده (gratine هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن