gratineed
معنی فارسی
داراي پنير رنده شده و خرده نان بريان شده
معنی کامل و مثالها
/gra´tē nād´/adj.
● (در سالاد و غیره) دارای پنیر رنده شده و خرده نان بریان شده (gratine هم مینویسند)
داراي پنير رنده شده و خرده نان بريان شده
/gra´tē nād´/adj.
● (در سالاد و غیره) دارای پنیر رنده شده و خرده نان بریان شده (gratine هم مینویسند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن