grating (1)
معنی کامل و مثالها
/grāt´iŋ/n.
● نردهی آهنی (در پنجره و غیره)، در نردهای
all the windows had iron grating
همهی پنجرهها نردهی آهنی داشت.
● نردهی دو طرف پلکان کشتی و راهرو و غیره، دیواره (از آهن مشبک)
● رجوع شود به: diffraction grating