دیکشنری فارسی

gratuity

UKgrətjuːitiː USgrə'tu:ıtı

معنی فارسی

انعام پول چايي پاداش

معنی کامل و مثال‌ها

/grǝ tōō´i tē, -tyōō´-/n.,pl.

انعام، پاداش، حق‌الزحمه، پایمزد، پارنج، ورشتاد

پاداش بازنشستگی، مبلغ بازخرید، حق سنوات خدمت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a relatively small amount of money given for services rendered (as by a waiter)
  2. an award (as for meritorious service) given without claim or obligation

مترادف‌ها

noun
Present, gift, donation, benefaction, bounty, largess, grant, free gift, charity.

واژه‌های دیگر با معنی «انعام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن