دیکشنری فارسی

gravel-blind

معنی فارسی

تقريباکور

معنی کامل و مثال‌ها

/-blīnd´/adj.

● تقریبا کور، تقریبا نابینا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن