دیکشنری فارسی

graveside

معنی فارسی

اطراف قبر محوطه ي گور در کنار آرامگاه مجاور قبر

معنی کامل و مثال‌ها

/grāv´sīd´/n., adj.

● اطراف قبر، محوطه‌ی گور

● در کنار آرامگاه، مجاور قبر

graveside ceremonies

مراسمی که در کنار آرامگاه صورت می‌گیرد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن