دیکشنری فارسی

graveyard

UKgreivjɑːd US'greıv'jɑ:d

معنی فارسی

گورستان قبرستان

معنی کامل و مثال‌ها

/grāv´yärd´/n.

● گورستان، قبرستان، حیاط کلیسا (که در آن مرده خاک می‌کردند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tract of land used for burials

مترادف‌ها

noun
Cemetery, necropolis, mortuary, churchyard, burial ground, burying ground, God's Acre.

واژه‌های دیگر با معنی «گورستان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن