دیکشنری فارسی

gravid

معنی فارسی

ابستن پاسنگين

معنی کامل و مثال‌ها

/grav´id/adj.

آبستن، باردار، حامله

واژه‌های دیگر با معنی «ابستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن