graviton
معنی فارسی
واحد بنيادي فرضي گرانش
معنی کامل و مثالها
/-tän´/n.
● (فیزیک) ذرهی ریزتر از اتم (اتم ریزهای) که فرض میشود جرم و بار مغناطیسی ندارد و احتمالا حامل نیروی جاذبهی بین دو جسم است، یگانک (کوانتوم) نیروی هم کشش
تعریف انگلیسی
noun
- a gauge boson that mediates the (extremely weak) gravitational interactions between particles