دیکشنری فارسی

greasily

UKgriːziliː

معنی فارسی

بطور روغن دار باچربي بشکل روغن ياچربي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a greasy manner “the food was greasily unappetizing” “Derived from adjective: greasy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن