greater plantain معنی فارسی بارهنگ تخم سفيد واژههای دیگر با معنی «بارهنگ» ribgrass بارهنگ نيزه اي . plantago جنس بارهنگ و اسفرزه flea wort اسپرزه، اسفرزه، بارهنگ.