دیکشنری فارسی

griddle

UKgridl US(noun) ['grıdəl

معنی فارسی

اهن کلوچه پزي تاوه غربال کردن کلوچه پز

معنی کامل و مثال‌ها

/grid´'l/n., vt.

● صفحه‌ی صاف فلزی یا ماهیتابه‌ی چدنی (برای پختن نان و پنکیک و غیره)، روی صفحه‌ی فلزی پختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. cooking utensil consisting of a flat heated surface (as on top of a stove) on which food is cooked
  2. cook on a griddle “griddle pancakes” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «اهن کلوچه پزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن