gridiron
UKgridaiən
US'grı'daıən
معنی فارسی
سيخ خوراک پزي ، گوشت کباب کن ،
پايه مشبک که ازچندتيزدرست کنند
معنی کامل و مثالها
/grid´ī´ǝrn/n.
● چهارچوب چدنی (دارای میله یاسیمهای موازی که روی آن گوشت کباب میکنند)، تورسیمی روی آتش اجاق
● شبکهی شطرنجی، هر چهارچوب یا شکلی که دارای خطها یا میلههای موازی یا شطرنجی باشد، گرید
● (آمریکا) زمین فوتبال آمریکایی
تعریف انگلیسی
noun
- the playing field on which football is played
- a cooking utensil of parallel metal bars; used to grill fish or meat