دیکشنری فارسی

gridiron

UKgridaiən US'grı'daıən

معنی فارسی

سيخ خوراک پزي ، گوشت کباب کن ،

پايه مشبک که ازچندتيزدرست کنند

معنی کامل و مثال‌ها

/grid´ī´ǝrn/n.

چهارچوب چدنی (دارای میله یاسیم‌های موازی که روی آن گوشت کباب می‌کنند)، تورسیمی روی آتش اجاق

شبکه‌ی شطرنجی، هر چهارچوب یا شکلی که دارای خط‌ها یا میله‌های موازی یا شطرنجی باشد، گرید

(آمریکا) زمین فوتبال آمریکایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the playing field on which football is played
  2. a cooking utensil of parallel metal bars; used to grill fish or meat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن