دیکشنری فارسی

gridlock

US'grıd'lɔk

معنی فارسی

راه بندان، شاخ به شاخي ماشينها

معنی کامل و مثال‌ها

/grid´läk´/n.

● (راهنمایی و رانندگی) راه‌بندان، شاخ به شاخی ماشین‌ها

تعریف انگلیسی

noun
  1. a traffic jam so bad that no movement is possible

واژه‌های دیگر با معنی «راه بندان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن