grig
معنی فارسی
مارماهي کوچک زنجره ملخ
معنی کامل و مثالها
/grig/n.
● آدم زنده دل و پرتکاپو، آدم خونگرم و کاری
● (محلی )مارماهی کوچک
● (مهجور) ملخ، زنجره
مترادفها
noun
1. Cricket, grasshopper.
2. Sand eel.
مارماهي کوچک زنجره ملخ
/grig/n.
● آدم زنده دل و پرتکاپو، آدم خونگرم و کاری
● (محلی )مارماهی کوچک
● (مهجور) ملخ، زنجره
noun
1. Cricket, grasshopper.
2. Sand eel.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن