دیکشنری فارسی

grillage

معنی فارسی

شبکه اي ازتيرهاي سنگين که درجاهاي سست بجاي

پي ساختمان قرارمي

معنی کامل و مثال‌ها

/gril´ij/n.

(معمار - شبکه‌ای از تیرهای متقاطع که در زمین‌های سست به جای ساختمان به کار می‌رود) گریلاژ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن