grillage
معنی فارسی
شبکه اي ازتيرهاي سنگين که درجاهاي سست بجاي
پي ساختمان قرارمي
معنی کامل و مثالها
/gril´ij/n.
● (معمار - شبکهای از تیرهای متقاطع که در زمینهای سست به جای ساختمان به کار میرود) گریلاژ
شبکه اي ازتيرهاي سنگين که درجاهاي سست بجاي
پي ساختمان قرارمي
/gril´ij/n.
● (معمار - شبکهای از تیرهای متقاطع که در زمینهای سست به جای ساختمان به کار میرود) گریلاژ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن