دیکشنری فارسی

grille

USgrıl

معنی فارسی

پنجره مشبک شبکه

معنی کامل و مثال‌ها

/gril/n.

● (جلو پنجره یا در) نرده، دیواره‌ی مشبک، محجر

● (اتومبیل) هواکش مشبک جلو رادیاتور، گریل

● (تنیس سالنی) مربع پشت زمین

تعریف انگلیسی

noun
  1. small opening (like a window in a door) through which business can be transacted
  2. grating that admits cooling air to car's radiator
  3. a framework of metal bars used as a partition or a grate “he cooked hamburgers on the grill”

واژه‌های دیگر با معنی «پنجره مشبک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن