grilled
UKgrild
USgrıld
معنی فارسی
پنجره دار مشبک
معنی کامل و مثالها
/grild/adj.
● نرده دار، معجردار، دارای دیوارهی مشبک
● کباب شده، بریان، پخته (روی کباب پز)
تعریف انگلیسی
adjective
- cooked over an outdoor grill
- cooked by radiant heat (as over a grill)