grimalkin
معنی فارسی
گربه ماده پير پيرزن کينه جو
معنی کامل و مثالها
/gri mal´kin, -môl´-/n.
● پیر گربه، (به ویژه) پیر گربهی ماده
● پیر زن بدجنس
گربه ماده پير پيرزن کينه جو
/gri mal´kin, -môl´-/n.
● پیر گربه، (به ویژه) پیر گربهی ماده
● پیر زن بدجنس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن