دیکشنری فارسی

grin

UKgraind USgrın

معنی فارسی

نيش واکردن خنده نيشي کردن پوزخندزدن خنده نيشي نيشک پوزخند

معنی کامل و مثال‌ها

/grin/n., vt., vi.

● (به طور دندان نما) تبسم کردن، لبخند گشاده زدن

when she saw her son, she grinned

پسرش را که دید نیشش باز شد.

● (برای تحقیر یا تمسخر) نیشخند زدن، پوز خند زدن

he greeted us with a suspicious grin

ما را با نیشخندی حاکی از سوظن پذیرفت.

● (با نیش باز) تبسم، لبخند

● نیشخند، پوزخند، نیش باز

تعریف انگلیسی

verb
  1. a facial expression characterized by turning up the corners of the mouth; usually shows pleasure or amusement
  2. to draw back the lips and reveal the teeth, in a smile, grimace, or snarl “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Show the teeth (in laughing expressing scorn, etc.).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن