grist
UKgrist
USgrıst
معنی فارسی
گندم اسيابي ،
جواسيابي :انچه دريک وهله اسياب شده
يابايدبشود
معنی کامل و مثالها
/grist/n.
● غله (به ویژه گندم و جو) که باید آسیاب شود یا آسیاب شده، آنچه در یک وهله آسیاب شود
* grist to (or for) one's mill
چیز به درد خور، هر چیزی که کاربردش سودمند باشد
تعریف انگلیسی
noun
- grain intended to be or that has been ground