دیکشنری فارسی

gritty

UKgritiː US'grıtı

معنی فارسی

ريگ دار شن دار ريگي باجرات دل دار خاک دار

معنی کامل و مثال‌ها

/grit´ē/adj.

زبر و زمخت، سنگ‌ریزه مانند( از نظر سختی و زبری)، ریگ مانند، شندار

پر طاقت، دلیر و پراستقامت

* gritty paste

خمیر سنباده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. composed of or covered with particles resembling meal in texture or consistency “granular sugar” “the photographs were grainy and indistinct” “it left a mealy residue”
  2. willing to face danger

مترادف‌ها

adjective
Sandy.

واژه‌های دیگر با معنی «ريگ دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن