دیکشنری فارسی

grizzle (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/griz´ǝl/n., adj., vt., vi.

● (قدیمی)

● (مو) سفید، (کلاه گیس) فلفل نمکی

● خاکستری

● (مو) سفید یا فلفل نمکی شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن