grnish معنی فارسی مزين کردن ، نقش رنگارنگ کردن ، رنگ و روغن (غذا دار) زياد کردن زينت ، تجمل واژههای دیگر با معنی «مزين کردن» adorn آراستن، آرايش دادن، زيب دادن ornamenting آراستن، آرايش دادن، زيب دادن bedight تزئين کردن، اراستن، مزين ساختن.