grosgrain
معنی فارسی
پارچه ابريشمي خيلي محکم و کلفت.
معنی کامل و مثالها
/grō´grān´/n.
● روبان زبر، پارچهی ضخیم نواری (از ابریشم یا الیاف مصنوعی)، پارچهی قیطانی، نوار ضخیم و زمخت
تعریف انگلیسی
noun
- a silk or silklike fabric with crosswise ribs