دیکشنری فارسی

grotto

UKgrɔtou US'grɔ'təu

معنی فارسی

سرداب غار مغار

معنی کامل و مثال‌ها

/grät´ō/n., pl.

غار

(در مورد کلبه‌ی تابستانی و مرقد و کلیسای کوچک) غار مانند

مترادف‌ها

noun
Grot, cave, cavern.

واژه‌های دیگر با معنی «سرداب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن