grotto
UKgrɔtou
US'grɔ'təu
معنی فارسی
سرداب غار مغار
معنی کامل و مثالها
/grät´ō/n., pl.
● غار
● (در مورد کلبهی تابستانی و مرقد و کلیسای کوچک) غار مانند
مترادفها
noun
Grot, cave, cavern.