دیکشنری فارسی

ground control

معنی فارسی

کنترل زميني ، دستگاه کنترل کننده زميني

معنی کامل و مثال‌ها

● (در فرودگاه) برج مراقبت (شامل بنا و ابزار و کارکنان)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a communication system for sending continuous radio messages to an airplane pilot who is making a ground-controlled approach to landing

واژه‌های دیگر با معنی «کنترل زميني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن