groundling
US'graundlıŋ
معنی فارسی
گياه زميني ماهي ته دريا عامي بي ذوق
معنی کامل و مثالها
/ground´liŋ/n.
● ماهی تهزی (که در ته دریا و یا دریاچه زیست میکند)
● حیوان زمینی، حیوان زمینزی
● گیاه کوتاه، گیاه خزنده
● (تئاتر قرون 16 و 17 در انگلیس) تماشاچی ایستاده
● آدمیکه از نظر سلیقه هنری در سطح پایین است