دیکشنری فارسی

groundling

US'graundlıŋ

معنی فارسی

گياه زميني ماهي ته دريا عامي بي ذوق

معنی کامل و مثال‌ها

/ground´liŋ/n.

● ماهی ته‌زی (که در ته دریا و یا دریاچه زیست می‌کند)

● حیوان زمینی، حیوان زمین‌زی

● گیاه کوتاه، گیاه خزنده

● (تئاتر قرون 16 و 17 در انگلیس) تماشاچی ایستاده

● آدمی‌که از نظر سلیقه هنری در سطح پایین است

تعریف انگلیسی

noun
  1. in Elizabethan theater: a playgoer in the cheap standing section

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن