دیکشنری فارسی

groundskeeper

معنی فارسی

متصدي زمين

معنی کامل و مثال‌ها

/groundz´kē´pǝr/n.

● متصدی نگهداری محوطه (زمین ورزش یا گورستان یا کلیسا و غیره) (groundkeeper هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who maintains the grounds (of an estate or park or athletic field)

واژه‌های دیگر با معنی «متصدي زمين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن