دیکشنری فارسی

growler

UKgraulər

معنی فارسی

خرخرکننده يکجورگردونه چهارچرخه پيمانه ابجوفروشي

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (انسان یا حیوان) غرنده، غرغرو

● (خودمانی) قوطی یا سطلچه‌ای‌که قدیم در آن آبجو می‌کردند، بشگه‌ی آبجو (معادل یک هشتم بارل)

● یخکوه کوچک، توده‌ی یخ شناور

● (برق)گرالر (دستگاه الکتروماگنتیک که برای یافتن محل اتصالی در بوبین‌ها و برای مغناطیسی کردن و غیر مغناطیسی کردن به‌کار می‌رود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a speaker whose voice sounds like a growl
  2. a small iceberg or ice floe just large enough to be hazardous for shipping

واژه‌های دیگر با معنی «خرخرکننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن