growler
UKgraulər
معنی فارسی
خرخرکننده يکجورگردونه چهارچرخه پيمانه ابجوفروشي
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● (انسان یا حیوان) غرنده، غرغرو
● (خودمانی) قوطی یا سطلچهایکه قدیم در آن آبجو میکردند، بشگهی آبجو (معادل یک هشتم بارل)
● یخکوه کوچک، تودهی یخ شناور
● (برق)گرالر (دستگاه الکتروماگنتیک که برای یافتن محل اتصالی در بوبینها و برای مغناطیسی کردن و غیر مغناطیسی کردن بهکار میرود)
تعریف انگلیسی
noun
- a speaker whose voice sounds like a growl
- a small iceberg or ice floe just large enough to be hazardous for shipping