دیکشنری فارسی

grownup

UKgrounʌp US'grəu'nʌp

معنی فارسی

بزرگ شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a fully developed person from maturity onward
  2. (of animals) fully developed “an adult animal” “a grown woman”

واژه‌های دیگر با معنی «بزرگ شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن