دیکشنری فارسی

grub

UKgrʌb USgrʌb

معنی فارسی

کرم حشره نوزاد بچه مگس زحمت کشيدن ازريشه پاک کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/grub/n., vt., vi.

حفر کردن، (زمین) کندن، از زیر خاک درآوردن

women grubbed potatoes while men put them in sacks

زن‌ها از زیر زمین سیب‌زمینی در می‌آورند و مردها آن‌ها را در کیسه می‌ریختند.

سخت کار کردن، جان کندن، کسی‌که کار طاقت فرسا می‌کند، کار بدنی کردن

old men grubbing for a bare subsistence

پیرمردانی که برای یک نان بخور و نمیر جان می‌کندند

دنبال چیزی گشتن، کاوش کردن

زمین را از تنه و ریشه‌ی گیاهان پاک کردن، ریشه کنی کردن

(خودمانی) خوردن

(خودمانی) خوراک، غذا

لارو کوتاه و چاق و کرم مانند برخی از حشرات (به ویژه سوسک)، لیسه‌ی (شفیره‌ی) سوسک، تخم مگس

کسی که کار طاقت‌فرسا می‌کند

پژوهش کردن، کندوکاو کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. informal terms for a meal
  2. a soft thick wormlike larva of certain beetles and other insects
  3. ask for and get free; be a parasite “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”
  4. search about busily “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

I. verb active
Dig, eradicate, dig up, root up, root out, grub up.
II. verb neuter
Dig, be meanly employed.
III. noun
Caterpillar, larva, maggot.

واژه‌های دیگر با معنی «کرم حشره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن