grueling or gruelling
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/adj., n.
● طاقت فرسا، جانفرسا، فرساینده، خسته کننده، توان فرسا، شاق
a grueling test
آزمونی طاقت فرسا
● (انگلیس - عامیانه) مجازات شدید، رفتار بسیار خشن
/-iŋ/adj., n.
● طاقت فرسا، جانفرسا، فرساینده، خسته کننده، توان فرسا، شاق
a grueling test
آزمونی طاقت فرسا
● (انگلیس - عامیانه) مجازات شدید، رفتار بسیار خشن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن