guaranty
US'gerən'ti:
معنی فارسی
ضمانت (نامه) وثيقه سپرده گروگان گرو ضمانت سپرده متعهد
معنی کامل و مثالها
/gar´ǝn tē/n., pl.
● تضمین نامه، تعهد نامهی رسمی، ضمانت
● وثیقه، گرو
● ضامن، پابندان، متعهد
● ضمانت کردن، تضمین کردن
مترادفها
verb active
Warrant, security, surety, assurance.