دیکشنری فارسی

guarded

UKgɑːdid US'gɑ:dəd

معنی فارسی

ملاحظه کار با احتياط سنجيده نگهداري شده

معنی کامل و مثال‌ها

/gärd´id/adj.

پاسدارای شده، محفوظ، ایمنی یافته، پدآفند شده

سرپرستی شده، بررسی و کنترل شده

محتاط، مواظب

a guarded reply

جواب محتاطانه

(پزشکی) جدی و غیر قابل پیش بینی

a patient in guarded condition

بیماری که در وضع وخیم و غیر قابل پیش بینی قرار دارد

* a guarded secret

راز پنهان

مترادف‌ها

adjective
Cautious, wary, circumspect, watchful, careful.

واژه‌های دیگر با معنی «ملاحظه کار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن