دیکشنری فارسی

guardhouse

UKgɑːdhaus

معنی فارسی

پاسدارخانه .

معنی کامل و مثال‌ها

/gärd´hous´/n.

● پاسدارخانه، پاسگاه، بازداشتگاه موقت نظامیان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a military facility that serves as the headquarters for military police and in which military prisoners can be detained

واژه‌های دیگر با معنی «پاسدارخانه .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن