دیکشنری فارسی

gubernatorial

UKguːbənætɔːriəl USgubənə'tɔ:rıəl

معنی فارسی

وابسته به فرماندارياحاکم وابسته به فرمانداري حکومتي

معنی کامل و مثال‌ها

/gōō´bǝr nǝ tôr´ǝl, gyōō´-/adj.

● وابسته به استاندار یا فرماندار، (آمریکا) وابسته به فرماندار هر یک از ایالات

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to a governor “gubernatorial election” “Pertains to noun: governor”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن