دیکشنری فارسی

gudgeon (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/guj´ǝn/n.

● (مکانیک) انتهای محور (اکسل) که چرخ بر آن سوار است، میله‌ی چرخان (محوری‌که در داخل بولبرینگ می‌چرخد)، (تراکتور) قلاب‌خور، سرمحور، گژن، میله حلقه

* gudgeon pin

(مکانیک) انگشتی، (اتومبیل) گژن‌پین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن