دیکشنری فارسی

guesswork

UKgeswəːk US'ges'wə:k

معنی فارسی

کار حدسي.

معنی کامل و مثال‌ها

/ges´wu_rk´/n.

● حدس زنی، چکی حرف زدن، گمان

● داوری یا برآورد تخمینی

this problem can not be solved by guesswork

این مسئله را با حدس و قیاس نمی‌توان حل کرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an estimate based on little or no information

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن