gull (2)
معنی کامل و مثالها
/gul/n., vt.
● آدم گول خور، هالو، آدم خر و ساده دل، آدم زود فریب، گول زدن، خر کردن، مغبون کردن
two charlatans gulled him
دو نفر شارلاتان حسابی او را گول زدند.
/gul/n., vt.
● آدم گول خور، هالو، آدم خر و ساده دل، آدم زود فریب، گول زدن، خر کردن، مغبون کردن
two charlatans gulled him
دو نفر شارلاتان حسابی او را گول زدند.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن