gully (1)
معنی کامل و مثالها
/gul´ē/n., pl.
● درهی باریک و ژرف (که در اثر سیلاب ایجاد شده)، سیلابدره، آبکند، تنگدره، تکاب، آبراهه، زهکش آبتاخت، سیلابکند، کال
● (در اثر سیلاب و فرسایش) کندن، تنگدره ایجاد کردن
/gul´ē/n., pl.
● درهی باریک و ژرف (که در اثر سیلاب ایجاد شده)، سیلابدره، آبکند، تنگدره، تکاب، آبراهه، زهکش آبتاخت، سیلابکند، کال
● (در اثر سیلاب و فرسایش) کندن، تنگدره ایجاد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن