gum (2)
معنی کامل و مثالها
/gum, gōōm/n., vt.
● لثه، (در مورد اشخاص بی دندان) با لثه جویدن
* to beat one's gums
(خودمانی) حرف بیربط زدن، وراجی کردن
/gum, gōōm/n., vt.
● لثه، (در مورد اشخاص بی دندان) با لثه جویدن
* to beat one's gums
(خودمانی) حرف بیربط زدن، وراجی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن