دیکشنری فارسی

gumshoe

UKgʌmʃuː US'gʌm'ʃu:

معنی فارسی

کاراگاه .

کفش کتاني کف لاستيکي

کارآگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/gum´shōō´/n., vi.

● گالش، روکفشی لاستیکی

● (جمع)کفش کتانی کف لاستیکی

● (خودمانی) کارآگاه

● پاورچین رفتن، (مثل کارآگاهان) بی سر و صدا کار کردن، پنهانی عمل کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a waterproof overshoe that protects shoes from water or snow
  2. someone who is a detective

واژه‌های دیگر با معنی «کاراگاه .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن