gunk
معنی فارسی
حلالي براي روغنها و گريسها
معنی کامل و مثالها
/guŋk/n.
● (آمریکا - خودمانی) هر مادهی کثیف و روغنی و چسبناک
تعریف انگلیسی
noun
- any thick, viscous matter