دیکشنری فارسی

gunk

معنی فارسی

حلالي براي روغنها و گريسها

معنی کامل و مثال‌ها

/guŋk/n.

● (آمریکا - خودمانی) هر ماده‌ی کثیف و روغنی و چسبناک

تعریف انگلیسی

noun
  1. any thick, viscous matter

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن