دیکشنری فارسی

gunkhole

معنی فارسی

آبشاخه ي کوچک

سفر تفريحي کردن،

از جزيره اي به جزيره ي ديگر رفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/-hōl´/n., vi.

آبشاخه‌ی کوچک (برای توقف و نگه‌داری قایق‌های تفریحی)

(با قایق) سفر تفریحی کردن، از جزیره‌ای به جزیره‌ی دیگر رفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن