gunkhole
معنی فارسی
آبشاخه ي کوچک
سفر تفريحي کردن،
از جزيره اي به جزيره ي ديگر رفتن
معنی کامل و مثالها
/-hōl´/n., vi.
● آبشاخهی کوچک (برای توقف و نگهداری قایقهای تفریحی)
● (با قایق) سفر تفریحی کردن، از جزیرهای به جزیرهی دیگر رفتن
آبشاخه ي کوچک
سفر تفريحي کردن،
از جزيره اي به جزيره ي ديگر رفتن
/-hōl´/n., vi.
● آبشاخهی کوچک (برای توقف و نگهداری قایقهای تفریحی)
● (با قایق) سفر تفریحی کردن، از جزیرهای به جزیرهی دیگر رفتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن