دیکشنری فارسی

gunpoint

US'gʌn'pɔınt

معنی فارسی

دهانه ي تفنگ يا هفت تير، سرتپانچه

معنی کامل و مثال‌ها

/-point´/n.

● (آمریکا) دهانه‌ی تفنگ یا هفت تیر، سرتپانچه

* at gunpoint

به زور اسلحه، با تهدید سلاح آتشین، با هدف‌گیری از نزدیک

they robbed him at gunpoint

او را به زور اسلحه لخت کردند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the gun muzzle's direction “he held me up at the point of a gun”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن