gunpoint
US'gʌn'pɔınt
معنی فارسی
دهانه ي تفنگ يا هفت تير، سرتپانچه
معنی کامل و مثالها
/-point´/n.
● (آمریکا) دهانهی تفنگ یا هفت تیر، سرتپانچه
* at gunpoint
به زور اسلحه، با تهدید سلاح آتشین، با هدفگیری از نزدیک
they robbed him at gunpoint
او را به زور اسلحه لخت کردند.
تعریف انگلیسی
noun
- the gun muzzle's direction “he held me up at the point of a gun”