دیکشنری فارسی

guru

US'guə'ru:

معنی فارسی

معلم معلممذهبي. رهنما رهبر

معنی کامل و مثال‌ها

/gōō´rōō´, goor´ōō´/n.

(در مذهب هندو) مرجع تقلید و ارشاد، مرشد، رهنمای روحانی، رهنمون، هیربد

(معمولا با تمسخر) رهنما، رهبر

a guru of the fashionable

رهبر مدپرستان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a Hindu or Buddhist religious leader and spiritual teacher
  2. a recognized leader in some field or of some movement “a guru of genomics”

واژه‌های دیگر با معنی «معلم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن